محمد مفيد مستوفى بافقى
476
جامع مفيدى ( فارسى )
منيع ساخته در ميان فضا طاقى در نهايت ارتفاع به اتمام رسانيدند و در طرف قبلى مسجدى عالى اساس بنا فرموده و تمامى صحن و اطراف را فرش از آجر پخته مثمن گسترد و در وسط حقيقى كوى بود بر سر آب جديده ، در آنجا مسجدى عالى اساس بنا نهاد و به كاشى مزين ساخت و بر در مصلى درگاهى عالى اساس ساخته درى نصب « 1 » نمود و كتابهء آن را خوشنويسان ياقوت بنان [ 340 الف ] به كاشى الوان تزيين نمودند و تاريخ اتمام و اسم بانى مثبت گشت . طوطى طبع مولانا حسن يزدى به نظم آن ابيات گويا گشته در حين تحرير مصرع تاريخ به خاطر بود نگارش يافت ، مصراع : كعبهء ارباب حاجت سجدهگاه مقبلان و الحق كه تا خسرو سيارگان به سير درآمده هرگز چشمش بر اساسى بدين قياس نيفتاده و تا سپهر تيزرو آغاز حركت نموده عمارتى بدينسان مشاهده ننموده ، از آواز مؤذنانش مقيمان عالم بالا را فيض و سرور و از غلغلهء ذكر مسبحانش ساكنان ملاء اعلى را مسرت و حضور . و ايضا مقرر نمود تا علماى عاليمقدار بساط افادت انداخته طلبهء افاضت شعار به تحصيل پردازند و وظيفه و مدد معاش به جهت آن جماعت عاقبت محمود تعيين كرده اطعام هرروزه جهة فقرا و مساكين مقرر داشت . و در شهر و بلوكات املاك و مستغلات « 2 » و قرى و مزارع خريده بر آن بقعهء شريفه وقف ساخت و در منزل « چفته » خانقاهى بود از جملهء بناهاى سيد ركن الدين محمد . چون موقوفات آن سيد عاليشأن به عنوان ملكيت به تصرف هركس قرار گرفته رونق از آثار خير او روى برتافته بود جناب ميرزا اسحق بيك آن را عمارت نموده ساباطى بر در دروازه ساخت و مصنعهاى ترتيب داده مزارع حوالى را خريده داخل موقوفات اسحاقيه نمود و نيز در « انجيره » كه پنجفرسخى شهر است رباطى بود [ 340 ب ] كه مسافران در آنمنزل مىنمودند و به سبب طول مدت خراب گشته عمارت كرده مصنعه در حوالى آن ساخت و در پاى كوه كه نيمفرسخى رباط است چشمهاى بود كه چون چشم سنگيندلان نم بيرون نمىداد و مانند كف درمداران
--> ( 1 ) - اصل : نسب ( 2 ) - اصل : مستقلات